“غیرقابلفهم بودن”به یاد فرانسیسک توسکِیِس
نویسنده: پروانه نظیف
ترجمه: دریا نویدی

“Il ne me reste que mon accent pour me faire rendre incompréhensible. C’est tres important d’etre incompréhensible,” این را فرانسیسک توسکِیِس با طنز در مصاحبهای در سال ۱۹۸۵ برای فرانس کولتور میگوید: «تمام چیزی که باقی مانده تا غیرقابلفهمم کند لهجهام است. بسیار مهم است که غیرقابلفهم باشی.»
در حمایت از خودجوشی و یک شوخی خوب (اما همیشه جدی)، توسکییِس اظهار میکند که تواضعش او را از چنین خودجوشی بازمیدارد، گویی در نهایت تسلیم انسجام شده است. آنچه به شانس واگذار میشود، لهجهی غلیظ کاتالانی اوست که به زبان فرانسوی صحبت میکند. معکوس آن نیز به همان اندازه غیرقابلدسترس است—زندگیهای طولانی در فرانسه، گفتههای او به کاتالانی را لایهلایه و مبهم کردهاند، همانطور که گردش زبانی مبهم او با تحلیلگرش در بارسلونا چنین بود؛ تحلیلگری که نه کاتالانی میدانست و نه اسپانیایی. از همان تحلیلگر، توسکییِس یاد میگیرد که «آنچه اهمیت دارد، چندان محتوای گفتههای بیمار نیست، بلکه برشها و توالی است.» او این را در متن گفتوگوی فیلمبرداریشدهای که در ژورنال Chimères منتشر شده، بازگو میکند، متنی که در مجموعهای که در صفحات بعدی ارائه شده، بازتولید شده است.
ابرِ گفتار: لطافت گسستها و ناپیوستگیهایی که به طور همزمان در پیوستگیها متراکم میشوند، مهای ناگفتنی که به زمین فرود میآید و در غباری دربرگیرنده به آن میچسبد. این مه به همان اندازه گفتنی است که شبنم، وقتی برخاسته و در ترجمهاش به ابر، شکلی مرزبندیشده میگیرد—سبکیای که توسکییِس با آن شوخی میکند و حرکت میکند، جدا و پیوسته، ابرهایی را که ما نفس میکشیم.
فرانسیسک توسکییِس (که با نام فرانسوا توسکییِس نیز شناخته میشود)، روانپزشک کاتالانی، جایگاهی اسطورهای در تاریخ روانپزشکی رادیکال فرانسه و اروپا دارد. کودکی هفتساله که در خدمات روانپزشکی مؤسسه پره ماتا در رئوس، کاتالونیا کار میکرد؛ چهرهای تنها که در تبعید، به جای نقشه، با پیروی از یک جهت، از ارتفاعات غیرقابلعبور پیرنه به فرانسه عبور کرد؛ مبارزی برای کارگران و مقاومت؛ پزشکی که «جنون» بهاصطلاح بیمارگون را از حالت آسیبشناختی خارج کرد و جنون را بخشی جداییناپذیر از هستی انسان دانست، بیآنکه دچار فتیشسازی یا رمانتیزهکردن سوررئالیستی شود؛ مربیای که با کتاب مقدسی در دست، به راهبههایی که آموزش پرستاری میدیدند، «مطالب بیپرده» فرویدی میآموخت؛ و کسی که کارگران جنسی، هنرمندان و افرادی را که هیچ تجربه بالینی با «جنون» نداشتند، برای کار در بیمارستان استخدام میکرد.
لایههایی از مه، اسطورهی توسکییِس و تاریخهایی را که او در آنها درگیر بود، پوشانده و احاطه کردهاند.
با این حال، توسکییِس به ما هشدار میدهد که نباید میان اسطورهای و عرفانی اشتباه کنیم؛ او بر عملگرایی عینی و شرایط و ابزارهای تاریخی-مادی اصرار دارد. نقش بنیادین او در توسعهی عملی که (پس از مرگش) به نام «رواندرمانی نهادی» شناخته شد، در سنت آلبان فرانسه طی اواسط تا اواخر قرن بیستم، گواهی بر این تأکید است. این رویکرد نه یک مدل ثابت بود و نه یک فرمول از پیش تعریفشده. ترجمههای مختلف رواندرمانی نهادی شامل فعالیتهای ژان اوری و فلیکس گاتاری در لا بورد، اقدامات فرانتس فانون در بیمارستان روانپزشکی بلیدا-ژوینویل، و تفسیرهای بعدی آن در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در شمال آفریقا بود.
رویکرد آزمایشی روانپزشکی در سنت آلبان، که هدفش دگرگونسازی بنیادی نهاد به عنوان انقلابی دائمی بود که همواره در حال «درمان» بیمارستان یا مؤسسه بود، با هدف جنبش ضدروانپزشکی برای حذف کامل نهادها متمایز بود؛ هدفی که در واقع رواندرمانی نهادی را بیاثر میکرد. این روش عمدتاً بر پایهی چارچوبی غیردگماتیک از مارکسیسم و فرویدیسم شکل گرفته بود و در بستر تبعید، جنگ و نسلکشی قرار داشت: جنگ داخلی اسپانیا و تبعید توسکییِس از اسپانیای فرانکو، همراه با مشارکت او در جنبشهای کارگری سازمانیافته علیه فاشیسم؛ جنگ جهانی دوم و برنامههای نازی برای اصلاح نژاد و نسلکشی علیه «بیماران»؛ و رژیم ویشی که با گرسنگی دادن و روشهای بهاصطلاح «ملایم» دست به نابودی «بیماران» زد.
توسکییِس، با افزودن به نقش اسطورهای خود، بیمارستان را بهعنوان مکانی برای پناهندگی از طریق روشهای عینی سیاسی و مبارزاتی معرفی کرد. سنت آلبان در شبکههای مقاومت فعال بود و برای بسیاری از مبارزان مقاومت، پناهندگان و مخالفان سیاسی دیگر، پناهگاهی سیاسی فراهم میکرد.
در لحظهی کنونی که رواندرمانی نهادی در گفتمانهای معاصر پیرامون رویههای بالینی، زندگی جمعی و سازماندهی، و تولید و انتشار هنری دوباره مطرح شده است، تاریخیسازی دقیق و ایجاد انسجام در میان ابهاماتی که روشهای آزمایشی سنت آلبان را پوشاندهاند، بسیار حیاتی است. مجموعهی حاضر با پیشبینی انتشارها و نمایشگاههای آینده، از جمله فرانسیسک توسکییِس: روانپزشکی آوانگارد و تولد آرت بروت در موزهی هنر عامیانهی آمریکا در نیویورک؛ کتاب در شرف انتشار انسانیسازی جنون اثر خوآنا ماسو؛ نقد توسکییِس بر مصادرهی سوررئالیستی ژرار دو نروال در مجلهی سیاست، فرهنگ و جامعهی فرانسه که در شمارهی ویژهای دربارهی توسکییِس منتشر خواهد شد؛ و کتاب توسکییِس: درمان نهادها که در سال ۲۰۲۵ توسط سِمیوتِکست(e) و دیوایدد پابلیشینگ منتشر میشود، به چاپ رسیده است.
این مجموعه مقدمهای است بر فرانسیسک توسکییِس، رویههای مادی و زندگی روزمره در بیمارستان، و همچنین چهرههای کمتر شناختهشده ولی بسیار تأثیرگذار در سنت آلبان. روایت تاریخی و تحلیل خوآنا ماسو از سنت آلبان بر زنانی تمرکز دارد که بهطور فعال شیوههای مراقبتی رواندرمانی نهادی را شکل دادند، بنیان گذاشتند و سیاسی کردند. همچنین، مروری فشردهتر بر زندگینامهی خود توسکییِس و متن گفتوگوی او از فیلم مستند فرانسوا پین، سیاست جنون، روانپزشک رازآلود را نشان میدهد که با شوخطبعی، کار، اندیشه و نوشتههای خود را از طریق بیان شفاهی به تصویر میکشد.
تصاویر موجود در این مجموعه، که برخی شامل حکایات و یادداشتهای اخیر از ماری-رز اوراباه، دختر توسکییِس هستند، عکسهایی از زندگی روزمره در بیمارستان و فضای بیرونی اطراف آن را نشان میدهند (که بسیاری از آنها کودکان و حیوانات سنت آلبان را به تصویر میکشند)، نماهایی از فیلم سوپر ۸ توسکییِس و همسرش النا آلوارس درباره زندگی روزمره در بیمارستان (فیلمی که هدفش ایجاد تصویری از زندگی اجتماعی بیمارستان بود که بتواند بیماران را هم به خودشان و هم به دیگران معرفی کند)، و عکسهای صمیمی از آلبوم خانوادگی توسکییِس، شامل تصاویری از زندگی او پیش و پس از سنت آلبان (گردهماییهای خانوادگی، کارتپستالها، دفتر کارش، و تصاویری از کمپ پناهندگان سپفون که توسکییِس آنجا را بهترین مکان برای تمرین روانپزشکی میدانست و آسایشگاه روانپزشکی در همان زمان وسیلهای برای فرار از کمپ بود).
عکسها، نماهای فیلم، و خاطرات ماری-رز تصویری از بافت اجتماعی بیمارستان ارائه میدهند، در حالی که ماسو تأملات خود را به صورت مکتوب به اشتراک میگذارد و توسکییِس نیز از طریق گفتار خود نمایان میشود—گفتاری مملو از شوخطبعی و انسجامی غیرقابلفهم.
منبع: https://www.parapraxismagazine.com/articles/be-incomprehensible
*پروانه نظیف نویسندهای است که در لسآنجلس زندگی میکند. او مدیر هنری لسآنجلس ریویو آو بوکس است.
